قطب الدين الراوندي

265

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

قال له : يا عبد اللّه أعنّا به طول السجود » « 1 » . به سند صحيح از عبد اللّه بن سنان از مولاى ما أبى عبد اللّه الصادق ( ع ) آمده است كه : مردى گذشت بر نبى ( ص ) در حالتى كه به عمل عمارت بعضى از حجرات خود مشغول بود ، پس گفت : يا رسول اللّه مىخواهم كه من به اين خدمت مشغول شوم و جناب ترا كفايت كنم از اين عمل ، پس رسول ( ص ) به او گفت : شأنك ، و تقدير كلام آن است كه اشأن شأنك « 2 » ، اعمل ما تحسنه ، يعنى قصد امر خود كن و به عمل آر آنچه آن را مىدانى ، پس آن شخص مشغول عمل شد و چون از اتمام آن عمل فارغ شد ، رسول - عليه و آله الصلاة و التسليم - به او گفت : كه حاجت خود را ذكر كن تا به انجاح مقرون شود ، گفت : حاجت من آن است كه شفاعت من كنى و بهشت را از براى من ضامن باشى ، پس رسول ( ص ) سر به زير افكنده ، ساعتى نظر بر زمين داشت ، پس سر برآورده فرمود : آرى قبول كردم ، پس چون آن شخص پشت به جانب آن حضرت كرد و روى به راه خود آورد ، سيد اوّلين و آخرين ندا كرد او را و گفت : اى بندهء اللّه تعالى تو نيز ما را اعانت و يارى كن در باب شفاعت خود درازى سجود . و مراد : التزام تكرار ذكر و مواظبت بر دعاى مأثور در سجدهء نماز واجب است .

--> ( 1 ) . كافى ، ج 3 ، ص 266 ، ح 8 ، و در حاشيه نسخه‌ها آمده است : بعضى از اوهام قاصره را در شرح اين حديث شريف توهّم شده است كه « الا » اينجا از براى تشبيه است يا از براى تحقق ، مثل « أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ » ، و نيز توهم شده است كه شأنك در تقدير الى شأنك است اي خطبك ، و كن على حالك است ، يعنى به حال خود باش ، و شأن خود را ثابت دار و در اين عمل دخل مكن ، و اين هر دو وهم فاسد و از قلّت بضاعت و قصور مهارت و نقصان معرفت در علوم عربيه ناشى است ، و صد سبيل مراد ، و ألا بفتح همزه و تخفيف لام حرف استفتاح است از پنج وجه مستعمل مىشود از جمله آن وجوه آن است كه از براى عرض و تحضيض يعنى از براى طلب بوده باشد مثل « أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ » و در اين حديث نيز به همين معنى وارد شده است » ( منه ( ره » . و نقض مقتضاى مقام است و حق شرح و تفسير را ، ما به فضل اللّه تعالى ادا كرده‌ايم و الحمد للّه ربّ العالمين ( منه ( ره » . ( 2 ) . در « الف » و « ب » و « ج » : أنت و شأنك .